X
تبلیغات
رایتل
چرا رفت؟
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1384

یادمه اولین روز، گونه هامو تر کردید

وقتی دیدی دیوونم، حرفامو باور کردید

خیالتون راحت شد، که بی شما میمیرم

محبتو از اون وقت، کمتر و کمتر کردید

گفته بودید با من، حتی اگه نباشم

کلاغ خبر میاورد، شبو با کی سر کردید

شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید

نمی دونم شعرامو، واسه چی از بر کردید

از هرجا می گذشتید، گل به پاتون می ریختم

شما به جاش تو قلبم، هزار تا خنجر کردید

عزیز بودی فراوون، زجرم دادی چه آسون

وجودتونو با زجر، واسم عزیزتر کردید

به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز

پیش هزار تا شاهد، دستم انگشتر کردید؟

چه روزایی که شونه ام، پناه اشکاتون شد

رو زانوای خسته ام، خستگی رو در کردید

انگار خوشی نمی خواست، من مزه شو بفهمم

یه روز که گل می دادم، نداده پرپر کردید

چیزی نبود تا اون روز، آروم بودیمو خوشبخت

تمام این کارا رو، اون روز آخر کردید

پس نذرامون چی میشه؟ حتماً به یادتون نیست

واسه ضریح آغا، نذر کبوتر کردید

حق با شماست من کجا، شما کجا و تقدیر

میوه خوشبختی رو، همیشه نوبر کردید

من که چیزی نگفتم، که دلتون گرفته

این اولین باره که، شما با من قهر کردید

همون کلاغه می گفت، یه جا شما رو دیده

انگشترو تو دستِ، یک کس بهتر کردید

من که پسش ندادم، دادم به همسایتون

گفتم دیگه درست نیست، شما ما رو ترک کردید

یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه 

اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم


مریم حیدرزاده
    


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 164967


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها