X
تبلیغات
رایتل
چرا رفت؟
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 11 مرداد‌ماه سال 1384

سلام
سلام عزیزم
امروز با تمام روزهای دیگه برای من فرق میکنه امروز دیگه می خوام یه کاری کنم کارستون
می خوام کاری کنم که تا بحال جرات انجامش رو به خودم ندادم
امروز دیگه فال حافظ تعطیل
امروز دیگه فکر کردن به تو تعطیل
امروز دیگه در انتظار تو بودن؛ با تو بودن تعطیل
امروز دیگه نگاه به هدیه های قشنگت تعطیل
امروز دیگه هزار بار خوندن نامه های قدیمی تو تعطیل
امروز دیگه زندگی با خاطرات تو با اون روز های خوش تعطیل
امروز دیگه تنهایی در کنار پنجره ایستادن تعطیل و به گذشته فکر کردن دیگه تعطیل
امروز دیگه روز جرات پیدا کردن است روز پایان تمام دوستی های من و تو؛ دوستی که دوام چندانی نداشت اما خیلی چیزها را به من آموخت؛

آموخت زندگی به تنهایی معنی ندارد؛اگر آدم می تونست که تنها زندگی کنه که خدا حوا را
برای آدم درست نمی کرد که آدم تنها بماند.
اگر آدم می تونست تنها زندگی کنه که این همه داستان از عشق و عاشقی نبودکه همه برای پیدا کردن یک همدم خودشون رو به آب آتش نمی انداختن؛
مگر مجنون دیوانه بود؛ فرهاد دیوانه بود که بخاطر شیرین کوه می کند مگه من دیوونه بودم که از 
تمام زندگیم گذشتم و تمام کارم شده غصه خوردن جدایی از تو؛
نه خدا میدونه وقتی که یادت در دلم زنده میشه تمام تنم گرم میشه استخوان هام آتیش میگیره عرق سردی از بدنم سرازیر میشه
اما دیگه همه چیز تعطیل!!!
دیگه آتیش گرفتن بخاطر کسی که خودش به خاطر کس دیگه ای به غیر از من آتیش میگیره

تعطیل
وآخرین کلام اینکه یاد تو تعطیل
   


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 165250


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها